گیاه

بوته‌های پونه در کنار جوی

چشم‌های سبز خویش را

ناگهان

به دامن کبود آب دوختند

 برد

 دست باد

برد

آن نگاه عاشقانه را

شبدری

به شوق زندگی

کشتزار پیر را

سلام داد

بی خبر

جواب شد

 اشتهای بره‌ای گرسنه را

پیچکی

غمی بنفش را

دور داربست چوبی حیات

می‌تنید

 

 

/ 4 نظر / 48 بازدید
مجيد اکبرزاده

به عنوان يک گرافيست!!! به نظرم اندازه متن هايتان خيلی درشت است ريزتر با کلاس تر می شود شعر تان هم بسيار جالب بود موفق باشيد

سيد ضياء

شعرتان را لذت بردم بانو! موفق باشيد

تازه های ادبی

...............۩ ............۩๑๑۩ ........۩๑๑۩۩๑๑۩ ....۩๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩ ۩๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩۩๑๑۩ ۞۩..سال نو مبارک..۩۞

اميد مهدی نژاد

اولی به عنوان يک گرافيست دومی به عنوان يک شوهر سومی بدون عنوان. من هم به عنوان خودم عرض می کنم که زیبا بود.